مکان های تاریخی که دیگر وجود خارجی ندارند (قسمت چهارم)

به گزارش وبلاگ بازآفرینی، شاید تابه حال شنیده باشید که مکان ها، ساختمان ها، آرامگاه افراد مشهور یا حتی یک سری شهرها که در گذشته بسیار پرکاربرد، پربازدید و مشهور بوده اند، امروزه به دلایل مختلفی چون تغییرات آب و هوایی، جنگ، دلایل سیاسی و پیشرفت کشورها، یا به طورکلی از بین رفته یا به یک مکان دیگر تبدیل شده اند و استفاده های قبلی را ندارند. پس اگر علاقه مند به دانستن سرگذشت این قبیل مکان ها هستید، با خبرنگاران همراه باشید تا در ادامه معرفی این مکان ها در این مقاله 5 مکان دیگر را به شما معرفی کنیم.

مکان های تاریخی که دیگر وجود خارجی ندارند (قسمت چهارم)

مقاله مرتبط:

مکان های تاریخی که دیگر وجود خارجی ندارند (قسمت اول) مکان های تاریخی که دیگر وجود خارجی ندارند (قسمت دوم) مکان های تاریخی که دیگر وجود خارجی ندارند (قسمت سوم)

زندان Libby

در آغاز جنگ داخلی آمریکا، انبار یک مرکز تجاری به نام lutter libby در ریچموند توسط دولت متحد به یک زندان تبدیل شد. با پیشرفت جنگ، شرایط زندانیان هم بدتر شد، گوشت از لیست غذاهای آنها حذف شد، بیماری های فراوانی در میان آن ها شیوع پیدا کرد و بعلاوه زمانی هم که تبادل زندانیان در سال 1863 متوقف شد، جمعیت زندانیان از 350 مرد در سال 1863 به 4000 نفر در سال 1864 رسید. در شرایط بد زندان، زندانیان کارهایی انجام می دادند که بتوانند شرایط را تحمل نمایند، از جمله کارت بازی، کنده کاری بر روی چوب و همچنین طراحی توطئه های مختلف. دو زندانی به نام های توماس الوود روز (Tomas Ellwood Rose) و همیلتون (A.G.Hamilton) که در سال 1863 به زندان آمدند، سعی کردند که یکی از توطئه ها را عملی نمایند. و آغاز به حفاری کردند. آنها بوسیله نوک چاقو تونلی را در دیوار آشپزخانه زندان حفر کردند و به درون اتاقی به نام جهنم موش های صحرایی رسیدند که مملو از موش های بزرگ صحرایی بود. این دو زندانی برای رسیدن به راه خروجی 4 مرتبه کوشش کردند. اولین تونل به یک لوله فاضلاب برخورد کرد و سبب آب گرفتگی شد. دومین تونل ریزش کرد. سومین تونل به یک لوله بسیار باریک رسید که برای ادامه راه مناسب نبود. انتها، چهارمین کوشش رز و همیلتون با یاری 13 مرد دیگر به نتیجه رسید و شرایط را برای فرار مهیا ساخت. در شب نهم فوریه سال 1864، 106 زندانی تحت فشار زیادی سعی می کردند که به وسیله تونل به بیرون فرار نمایند. 48 نفر از آنها از جمله رز (Rose) مجددا دستگیر شدند، دو نفر غرق شدند و 59 نفر پیروز به فرار از زندان شدند. به جامانده زندانیان به یک زندان جدید در دهکده اندرسون در ایالت جرجیا منتقل شدند. پس از جنگ، زندان Libby تعطیل شد، و به شیکاگو منتقل گشت و در آنجا به عنوان یک موزه بازسازی شد. اما پس از کم شدن بازدیدنماینده ها و از رونق افتادن این مکان ، موزه نیز تعطیل شد و وسایلی که در آن بودند به عنوان سوغاتی فروخته شدند.

چوبه دار TYBURN

به مرور زمان، دهکده Tyburn به محلی برای کشتن مردم تبدیل شد. در حدود 600 سال، و البته با کشتن William Fitzosbert در سال 1196 این جریان ادامه داشت. و Tyburn محل اجرای بسیاری از احکام قضایی شد. درسال 1571، دار Tyburn ساخته شد. به صورت 3 چوبه دار به هم متصل و حلقه های کافی برای به دار آویختن 20 نفر. در دوره ملکه الیزابت در انگلستان وقتی گفته می شد که شخصی به غرب می رود به معنای آن بود که به کام مرگ می رود. زندانیان با گاری در حدود 3 مایل را از زندان نیوگیت(Newgate) تا چوبه دار Tyburn طی می کردند و از میان جمعیتی که در حال مسخره کردن یا سوگواری برای آنها بودند می گذشتند. این اتفاق تقریبا 8 بار در سال اتفاق می افتاد و در هر اجرا هم 20 نفر باهم به دار آویخته می شدند. سوابق کسانی که مجرم شناخته می شدند کاملا متفاوت بود: دزدان، قاچاقچیان، شکارچیان متخلف، توطئه گران، خائنین و البته افراد بی گناه ، که این ها تنها شماری از کسانی بودند که زندگیشان در Tyburn انتها می یافت. تعدادی از مجرمانی که در این مکان به دار آویخته شدند عبارتند از: یک ساعت ساز فرانسوی که اشتباها باعث آتش سوزی بزرگ در لندن شد. دیگری مجرم مشهوری بود به نام جک شفرد (Jack sheppard) که 4 مرتبه از زندان فرار کرد و در آخرین دستگیری به دار آویخته شد، برای دیدن صحنه به دار آویخته شدنش حدود 20000 نفر جمع شده بودند. و البته اولیور کرامول (Oliver Cramwell) که پس از مرگش قبر وی را مجددا باز کردند و بدنش به مدت یک روز در Tyburn آویزان شد و سرش را از بدنش جدا کردند، و تا سال 1960 سرش را مجددا خاک نکردند. آخرین کسی که در این محل به دار آویخته شد یک راهزن جاده ای به نام John Austin در سال 1783 بود. امروزه در لندن یک علامت به عنوان یادبود آن دوران برروی یکی از جدانمایندگان وسط خیابان در محلی که اولین بار طناب های دار قرار داشتند واقع شده است.

کنگره ایالت اورگان

قبل از آنکه اورگان به یک ایالت تبدیل گردد، ساختمان کنگره آن در آتش سوخت. ساختمان کنگره که دارای بدنه چوبی بود، در دسامبر سال 1855، در اثر آتش سوزی سوخت و به خاکستر تبدیل شد. گفته می شد که آتش سوزی عمدی بوده است اما هرگز کسی در رابطه با آن اتفاق دستگیر نشد. پایه های اولیه ساختمان جدید کنگره که از سنگ بودند در سال 1873 گذاشته شد و در سال 1876 این ساختمان تکمیل شد. تا آماده سازی کامل این ساختمان، قانون گذاران، جلسات خود را در ساختمان Holman در سالم Salem - -پایتخت اورگان- برگزار می کردند. این ساختمان که دارای یک گنبد مسی بود تا 25 اوریل سال 1935 و قبل از اینکه Henry Weslowski بابت آتش سوزی در زیرزمین به اداره اتش نشانی زنگ بزند، میزبان قانون گذاران اورگان بود. آتش سوزی که از زیرزمین آغاز شده بود در کمتر از یک ساعت و نیم به گنبد ساختمان رسید و تقریبا همه چیز را نابود کرد. ماموران آتش نشانی قادر بودند تنها یک میلیون دلار از اوراق و سهام ها را حفظ نمایند اما در واقع خیلی یاری شایانی به اصل ماجرا نکردند و نتوانستند خود ساختمان را که بالغ بر دو میلیون دلار ارزش داشت را نجات دهند. تامین اقتصادی ساختمان جدید صورت گرفت و ساخت آن به PWA که یک شرکت طراح آرت دکو بود و از یک مسابقه بین المللی برگزیده شده بود، واگذار شد. معمار برتر این ساختمان جدید را اینگونه توصیف می کرد: این ساختمان بازتابی از سادگی آثار مصری و پالایش آثار یونانی است. اما گنبد استوانه ای آن توسط منتقدین به سخره گرفته می شد و می گفتند شبیه به قفس سنجاب یا قوطی رنگ است. این ساختمان با سنگ هایی از ورمونت، مونتانا و میزوری ساخته شد. فرانکلین دلانو روزولت (سی و دومین رئیس جمهور آمریکا) در 1 اکتبر 1938 در آن سخنرانی کرد. اکنون ستون هایی از ساختمان دوم گنگره را می توانید در پارکی نزدیک به ساختمان سوم کنگره پیدا کنید.

فانوس دریایی اسکندریه

فانوس دریایی اسکنریه یک برج عظیم بود که تقرییا مربوط به همان دوران ساخت کتابخانه اسکندریه است وبه دست معماری به نام سوسترات ، ساخته شد. این فانوس یکی از عجایب هفتگانه دوران باستان به شمار می رفت. برفراز این برج آتشی قرار داشت تا شب ها راهنمای ملوانان برای رسیدن به بندر اسکندریه باشد. متاسفانه این اثر کم نظیردر سال 1375 میلادی بر اثر زلزله ویران شد، اما این فانوس دریایی به عنوان الگویی برای ساخت تمامی فانوس های دریایی بعد از ان نیز مورد استفاده نهاده شد.

شهر ارم یا اوبار (Ubar)

شهری که در قران و در سوره فجر نیز از آن نام برده شده است و برای قرن ها کسی از وجود آن خبر نداشت. این شهر در حدود 3000 سال پیش از میلاد مسیح وجود داشته است. شهری که گفته می گردد دارای کاخ ها و عمارت هایی از طلا و نهرهایی در زیر آنها جاری بوده است. و به دلیل بی توجهی پادشاه این شهر به نام شداد به هشدارهای پیامبر آن دوران حضرت هود ، دچار عذاب الهی شدند و سراسر سرزمین در ماسه و شن مدفون شدند و دیگر اثری از انها باقی نماند. تا اینکه انتها در سال 1980 باستان شناسان، با یاری تصاویر ماهواره ای شهری که گمان می رفت سوخته است در میان صحرای ظفار در عمان یافتند و شواهد حاکی از ان بود که این همان محل احتاقتصادی شهر گمشده ارم است. منبع:atlasobscura ، virginمنبع: کجارو

به "مکان های تاریخی که دیگر وجود خارجی ندارند (قسمت چهارم)" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "مکان های تاریخی که دیگر وجود خارجی ندارند (قسمت چهارم)"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید